تبليغاتX
زمزمه های تنهایی - يك قدم مهتاب
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

 

 

هم آغوشيت را شايد

در بعيد ترين رؤيا

تعبيري باشد

اما باور كن

شبانه هامان پر ز عفريت هوس نيست  بر تخت سكوت،

پر ز نهايت عشق است

پس تو اي تنها ترين تنها

به درد عاشقي تاب آر

چون حلاج بر دار

و چون سياوش در آتش،

بر ترانه ي وصالمان طرح انتظار مكش

كه از من تا تو

فاصله جز يك قدم مهتاب نيست .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 20:41 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود