تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

 

 

عشق بازي نكن

با افسردگي پاييز

با جنبش زرد برگ هاي تنهايي

عشق بازي نكن

با هجوم تلخ استمرار

با رويش كبود دلتنگي

 

تو

دست در دست

با معشوقه ي   فاصله هايت تا من

دور تر و دور تر مي شوي

و من

چه درمانده

گام هاي رفتنت را

بدرقه ميكنم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در دوشنبه 26 مرداد1388 و ساعت 1:49 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود