تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

 

 

 

اين سو ،

كهير تكرار،

رويش بي امان نفرت،

خشونت بتن و آهن و گلدسته،

اركستر مسلسل و باتون،

ذبح اسلامي، صيغه  ي موقت ، تفتيش،

دولت،

تعزيرات،

حكومت،

 

آن سو ،

بهار،

طعم گس خورشيد،

حرارت آغوشي هميشه باز،

مهري عريان،

 

اين سو ،

شب

 

آن سو ،

تو

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت 23:22 |

 

 

" محمد جهان آرا "

 از پلاک تو تنها من مانده ام 

از خون و هویزه و مجنون

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

 

" ۳خرداد روز بازگشت خرمشهر به مام میهنم خجسته باد "

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در شنبه 2 خرداد1388 و ساعت 21:48 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود