تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

 

 

 

بر کف باران خورده ی کوچه

در سیاهی اندوه آسمان

از پستو ها و روزنه ها می گذرم

با  خاطره هایی که

زیر باران خیس اند

 

و دستان من

آلوده به آزردنت

 

به مرگ  چکاوک در قفس

می گریم

و بر امتداد مرگ

که تا استخوانم رسیده است

 

از حصار ها متنفرم

و پنجره هایی که به روی تو باز نمی شود

و راه هایی که به تو نمی رسد

و شب بو هایی که عطر تو را نمی دهند

و از خویشتن بی تو

و از دستان گناه کارم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 و ساعت 23:21 |

 

 

هم آغوشيت را شايد

در بعيد ترين رؤيا

تعبيري باشد

اما باور كن

شبانه هامان پر ز عفريت هوس نيست  بر تخت سكوت،

پر ز نهايت عشق است

پس تو اي تنها ترين تنها

به درد عاشقي تاب آر

چون حلاج بر دار

و چون سياوش در آتش،

بر ترانه ي وصالمان طرح انتظار مكش

كه از من تا تو

فاصله جز يك قدم مهتاب نيست .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 20:41 |

 

 

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

 

 

اي خليج آبي و پيوسته فارس


همرهت نام خوش و برجسته فارس


اي خليج نيلي و نامي فارس


اي نشسته در كنار قوم پارس


جاي تو والاترين حد و مكان


در دل و در جان ما ايرانيان


رونق احوال دنيا بوده اي


هرمزت تنگه گلوگاه جهان


وصله ي اصلي مرز و بوم ما


قبطه اي بر دشمنان شوم ما


اي خليج نيلي و نامي فارس


چون زمرد مي درخشد بر تو نام


تا كه ايران هست و دنيا بر دوام


نام تو پاينده هست و مستدام

 


" دكتر منوچهر سعادت نوري "

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 و ساعت 0:27 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود