چه آتشی ،چه آتشی ، چه پیچ و تاب دلکشی
زبانه ها ، شراره های زرفشان
صدای خشک سوختن
اگر رهی ز خویشتن...
" کاوان سامیار "
|
چه آتشی ،چه آتشی ، چه پیچ و تاب دلکشی
" کاوان سامیار " + نوشته شده توسط آناهيتا در جمعه 24 اسفند1386 و ساعت
1:38 |
دركابوسهاي شبانه ي من صليبي بر زمين استوار است كه بوي تعفن جسم مسيح مي دهد و بوي فساد مردمي كه با انسانيت بيگانه اند. استفراغ ميكنم و از خوابي چنين پريشان بر مي خيزم . امروز اما در اوج جهالت در اتاق كوچكم كه پر است از كتاب و روشنفكري و تجدد !!! صليبي برپا كرده اند گزمه ها اينبار در هيات زاهدان و دهان مي بويند مبادا گفته باشي " آزادي " كدامين مجرم را به صلابه مي كشند ؟
+ نوشته شده توسط آناهيتا در یکشنبه 12 اسفند1386 و ساعت
14:14 |
در صحنه ي سنگ
+ نوشته شده توسط آناهيتا در پنجشنبه 2 اسفند1386 و ساعت
22:58 |
|
|