تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

 

 

سالها می گذرند

 

همچنان جاری ام

 

مثل یک عاشق دلداده به رود

 

مثل قطره به خیال دل موج

 

سالها مي گذرند

 

همچنان بي تابم

 

 مثل یک نغمه ی خشکیده بلب

 

مثل یه حنجره ی خسته ز آه

 

سالها می گذرند

 

باز هم در قفسم

 

بر تن پنجره ی آزادی

 

سایه ی حلقه ی دار افتاده ست .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آناهيتا در چهارشنبه 28 شهریور1386 و ساعت 12:18 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود