تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

یارب ستدی مملکت از همچو منی

دادی به مخنثی نه مردی نه زنی

 

از گردش روزگار معلومم گشت

پیش تو چه دف زنی چه شمشیر زنی

 

" لطفعلی خان زند "

پی نوشت :

 منظور از مخنث " آغا محمد خان قاجار " است .

+ نوشته شده توسط آناهيتا در جمعه 4 آذر1384 و ساعت 2:27 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود