تبليغاتX
زمزمه های تنهایی
زمزمه هاي تنهايي
از آموزگار عشق سپاسگزارم که قلب تاریکم را روشن ساخت, کاری که خورشید نتوانست بکند .

در حجم آبی عشق

در سرزمینی فراتر از قانون گیاه

شکوفه ای برای سیب شدن تقلا می کند

و من برای دلم سرود تولد می خوانم .

+ نوشته شده توسط آناهيتا در سه شنبه 25 مرداد1384 و ساعت 1:38 |

هر لحظه

لحظه ها را می کشم برای رسیدن به فردا

فردایی که هنوز کال است .

کاش فردا تنفر دیرینه غروب کند

و من دوباره متولد شوم .

+ نوشته شده توسط آناهيتا در چهارشنبه 12 مرداد1384 و ساعت 11:47 |

از آموزگار عشق سپاسگذارم که قلب تاریکم را روشن ساخت

کاری که خورشید نتوانست بکند .

+ نوشته شده توسط آناهيتا در یکشنبه 2 مرداد1384 و ساعت 15:58 |
#FFFFFF
<

 

دریغ است ایران که ویران شود